جعفر میخواست خودکشی کنه، حاجی دیدش بهش گفت: چرا میخوای خو

جعفر میخواست خودکشی کنه، حاجی دیدش بهش گفت: چرا میخوای خودتو بکشی؟
جعفر گفت: مشکل خانوادگی دارم☹ ️
حاجی: مشکلی نیست که حل نشه، بگو مشکلت چیه؟🤔
جعفر: با یک زن بیوه ازدواج کردم که یه دختر داشت. پدرم تا دخترش را دید با اون ازدواج کرد!
پدرم شوهر دخترم شد و من پدر زنش!

بعد از مدتی زنم بچه دار شد که پدرم پدربزرگش شد و همانطور که فرزندم برادر زن پدرم است او خاله ام شد و فرزندم داییم!!

و زمانیکه زن پدرم بچه دار شد فرزندش برادرم شد و در آن واحد نوه ام، چون نوه زنم میشد و زنم چون مادربزرگ برادرم میشد مادربزرگ منم هست. با این حساب من همسر مادربزرگم هستم و پدربزرگ برادرم از پدرم و پدربزرگ خودم و نوه خودم. 😧

حاجی: توکل به خدا کن و خودکشی کن. خدا خودت و پدرت رو نابود کنه و لعنت بر کسی که دوباره ازت سؤال کنه😂 😂 😂 😂
دیدگاه ها (۱۹)

این تصویر باکتریهای ناقل بیماری روی صفحه موبایله کثیفی صفحه ...

یارو با کت شلوار رفته کوهنوردی گزارشگر شبکه خبر می‌پرسه: جنا...

افطار مهمون دعوت کردیم هر بچه ای که خرما برمیداشت پدرم برگشو...

مهمون داشتیمیهو بابام گفت فلانی بچه هاش انقد شبیه همن که انگ...

ددی فاکر

خب بریم برای پایان این سناریو الهه هام ✨ پدرش : راستش از این...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART³³(نایون+...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط