HIDDEN LOVE

HIDDEN LOVE
Part16

بورام:آییییییی دیوونه

جونگکوک:اره دیوونه توعم🤗

بورام:ای خدا

جونگکوک:میخوری یا نه؟

بورام:باشه میخورم(دستشو برد سمت قاشق)

جونگکوک:(قاشق رو گرفت از دستش)نه من باید بهت غذا بدم

بورام:چیی؟؟؟؟

جونگکوک:تو ضعف داری نمی تونی

بورام:درسته ولی دستم قطع نشده که

جونگکوک:نه نمیشه(قاشق رو پر کرد) دهنت رو باز کن داره هواپیما میاد

بورام:یاااا جونگکوک شی من بچم؟؟؟

جونگکوک:اگه نبودی مراقب خودت بودی که،بخور زودباش و گرنه به زور وارد حلقت میکنما(جدی)

بورام:ای خدا(دهنش رو باز کرد غذا رو خورد)

بعد از غذا خوردن

بورام:داشت از راه پله بالا می رفت دید که جونگکوک پشت سرش میاد..‌‌..

《6لایک و ۵ کامنت》
دیدگاه ها (۱۱)

p1ویو سانا:نصف شب بود رو مبل نشسته بودم دستام رو گذاشته بودم...

مافیا🙆

HIDDEN LOVE Part15جونگکوک:که نمیایبورام:نخیرم نمیامچونگکوک:م...

سناریو جونگکوک👌

P2تهیونگ:دستات چقدر سرده*نگرانباز غذا تو نخوردی؟؟؟بورام:چرا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط