دانشگاه وانیلی

دانشگاه وانیلی
فیک تهکوک / پارت 14


ویو سالن ورزشیه دانشگاه :
《جونگ کوک و تهیونگ به همراه چند نفر دیگه آخرین ردیف صندلیا نشسته بودن . و منتظر بودن ببینن چه خبره و امروز قراره چیکار کنن》
تهیونگ : فکر میکنی تابلو بازی در آوردم ؟
جونگ‌کوک : تابلو ترش نکن .
تهیونگ : خیلی داشت فوضولی میکرد
جونگ‌کوک : بیخیالش اون همیشه آدم رو مخی بوده
تهیونگ : بعدا به حسابش میرسم 
جونگ‌کوک : نه !!! نه تهیونگ تو اینکارو نمیکنی اون خودش همینجوری شک کرده . تو بدترش نکن
تهیونگ : من اگه باهاش درگیر بشم . میگم واسه چیز دیگه‌ای بوده
جونگ‌کوک : میدونم بد آتیشی انداخته روی هیزم تو . ولی ته فعلا کاری نکن
تهیونگ : ایهههه . خیلی سخته . ولی بخاطر وانیل کوچولوم میتونم
جونگ‌کوک : واییی ته خفه شو تو سالن ورزشیم مثلا
تهیونگ : (آروم میخنده) چیزی نیست وانیل کوچولو کسی نمیفهمه
《در همین حین استاد وارد کلاس شد . و تمرینی رو به بچه ها داد . بچه ها بعد ازین که لباس هاشون رو عوض کردن . میان تو سالن گرم میکنن . و بعد تمرینی که بهشون داده شده رو انجام میدن》

ویو رختکن :
تهیونگ : اینجا دیگه نمیتونم مخفیش کنم
جونگ‌کوک : بگو کار دوست دخترته
تهیونگ : تو چیکار میکنی
جونگ‌کوک : میگم کار دوست دخترمه
تهیونگ : خوبه حداقل مارک نشدی
جونگ‌کوک : انگار نمیفهمی وقتی بهت میگم خفه شو . باید خفه شی 《لباسش رو در آورد تا لباس ورزشی رو بپوشه و بره تو سالن》
🗣 : جئون داری مخفی کاری میکنی تو با کسی رو رابطه‌ای !
تهیونگ : وای پناه بر خدا 😱......
جونگ‌کوک : چرا مث جن ظاهر میشی نمیگی این کونی سکته کنه بیوفته رو دستمون
تهیونگ : منظورت از کونی با من بود ؟
جونگ‌کوک : نه با دیوار بودم ... تو چرا دنبال من راه اوفتادی . یبار گفتم با کسی تو رابطه نیستم دیگه دونبالش رو نگیر
🗣 : پس این کیس مارک ها کار کیه ؟
تهیونگ : هی . واقعا میخوای بدونی ؟
جونگ‌کوک : ته !!!!
🗣 : نکنه کار توعه ؟
《تهیونگ رو به اون شخص برگشت تو چشم هاش خیره شد . گرگش داشت بیقراری میکرد . هرلحظه ممکن بود بزنه طرف رو پاره کنه》

#تابع_قوانین_ویسگون #نفر_بعدی_در_کار_نیست #ما_انسانیم_نه_حیوون
#نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگ_کوک #تهکوک #یونمین #نامجین #سپ #بی_تی_اس #بنگتن #استری_کیدز #بنگچان #لینو #چانگبین #جیسونگ #جونگین #هیونجین #فیلیکس #سونگمین #هیونلیکس #مینسونگ #فیک_نویس #حمایت
دیدگاه ها (۲۳)

اینم دومین پارتی که گفته بودم میزارم.ویو تهیونگ:از حرفش تعجب...

پارت ۷ویو روبی:وارد شدم و یک پسر مو بلوند جذاب نزدیکم شد؟:سل...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

تک پارتی تهکوک . ( هیچکدوم از اینها واقعی نیست )

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p17کوک: عا..ا.اا....

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

☆‌عشق اجباری من✧P6ویو نویسندهچراغ‌های عمارت خاموش شده بود و ...

my neighbour childhood friend:part9:ویو یونگی:یهو مامان جونگ...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

ویو تهیونگ بعد از غذا:بند شدیم و اماده شدیم.تو ماشین بودیم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط