در لابلای روزمرگی هایت، آنجا که بغض گلویت را میفشارد و به
در لابلای روزمرگی هایت، آنجا که بغض گلویت را میفشارد و به افق های دور خیره میشوی، لحظه ای ذهنت را به سویم بکشان!...
من نیز حس خواهم کرد احساس تو را... به یادت هستم!.. حتی در تاریکترین لحظه ها...
میدانم به یادم خواهی بود!.. حتی در بی رنگترین ساعتها...
من خویش را در تو یافته ام! آیا تو نیز خود را در من یافته ای؟!..
من در هیاهوی خیالات و وهم هایم، تو را هربار یاد میکنم... تا یادت در قلب من، در ذهن من، و در رویاهای من، جاودانه باشد عشق من!...
REYHAN
من نیز حس خواهم کرد احساس تو را... به یادت هستم!.. حتی در تاریکترین لحظه ها...
میدانم به یادم خواهی بود!.. حتی در بی رنگترین ساعتها...
من خویش را در تو یافته ام! آیا تو نیز خود را در من یافته ای؟!..
من در هیاهوی خیالات و وهم هایم، تو را هربار یاد میکنم... تا یادت در قلب من، در ذهن من، و در رویاهای من، جاودانه باشد عشق من!...
REYHAN
- ۳.۷k
- ۱۴ فروردین ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط