عشق بود و دل من داشت عبادت می کرد

عشق بود و دل من داشت عبادت می کرد
وخود عشق به این عشق حسادت می کرد

کولی امروز کف دست مرا خواند ونوشت
یک نفر داشت به چشمان تو عادت می کرد
دیدگاه ها (۲)

همه‌ی کلماتمعنای تو را می‌دهندمثل گل‌ها همهکه بوی تورا می ده...

❣ گفت❣ ❣ دیوانه وار ❣ ❣ دوستت دارم❣ ❣ من چه ساده نفهمیدم❣ ❣ ...

بِخدا دستِ خودَمنیست ولی دلتنگَمهر شَبَم سخت به اینباوَرِ خو...

هیــــچ چـــــیز . . .لــــذت بخش تر از این نیست کـــه . . ....

به دریا می زنم ! شاید به سوی ساحلی دیگرمگر آسان نماید مشکلم ...

چه شده؟ ای دل دیوانه هوایش کردی؟با دو چشمان پُر از اشک صدایش...

دوست دارم تا خودم را با تو نقاشی کنمحوض چشمان تو را هم آئینه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط