یکی از روزهای چهل سالگیت

.
.
یکی از روزهای چهل سالگیت
در میان گیر و دار زندگی ملال آورت
لابه لای آلبوم عکس هایت
عکس دختری مو مشکی را پیدا میکنی

زندگی برای چند لحظه متوقف میشود
و قبض های برق و آب برایت بی اهمیت

تازه میفهمی
بیست سال پیش
چه بی رحمانه
او را
در هیاهوی زندگی جا گذاشتی!
دیدگاه ها (۱)

وقتی برسی تو اوج اعجازاینجاستدریای غزل سواحل ناز اینجاستاز ب...

شـبانگاهان که مَه می رقصـد آرام میان آسـمان گنـگ و خامـــــ...

نیوتن گفت آری، هر عمل، عکس العمل داردتو هم "قانونِ دوّم شخص ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط