وفادار تو بودم تا نفس بود

وفادار تو بودم تا نفس بود
دریغا همنشینت
خار و خس بود...

دلم را بازگردان
همین جان سوختن
بس بود...
بس بود...
#فریدون_مشیری
#عاشقانه
دیدگاه ها (۳)

دوستت دارم هایت را بگو ...تو اگر نیازِ گفتن نداریمنسخت محتا...

#عکس_نوشته

تهِ تهِ دلِ هممون، اون گوشه کناراش،یه غمی نشسته که جز خودمون...

‏آغوش توتنها پرتگاه امن زمین استبه مرز دست هایت که می رسمحوا...

ای دریغا ک پس از آن همه جان بازی هابر سر کوی تو بی نام و نشا...

خیلی دلم هواتو کردکاش میشد برگردمبه گذشته...با تمام قدرتم نز...

تو رد شدیعطر تو ورزید برمزار مننفس کشید سینه ی منی که جان ند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط