روزی

روزی
دوباره به آسمان نگاه خواهم کرد
از رهگذری خواهم پرسید
امروز روزِ چندم مهر است ؟

و صورتی را برای شاخه گلی در دستم
و نارنجی را برای غروبی پاییزی
و آبی را برای پیراهنِ تو به خاطر خواهم آورد
به جای تمامِ چیزهایی که از یاد برده ام

آن روز
پیراهنِ آبی ات را پررنگ تر بپوش

و پرنده ای که فراموشی بگیرد
هر لحظه ممکن است
دوباره پرواز کند.


{ لیلاکردبچه }
دیدگاه ها (۱۲۸)

بهانه ای می خواستمتا یادم بیاید برای دلتنگ بودنچه استعداد غم...

زنگ زدم که بگویمفردا شاید برومو به این زودی برنگردمبگویم آب ...

یک عصر تابستان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط