بابام داشت نماز میخوند

بابام داشت نماز میخوند



یهو داد زد.....
الله اکبر!
الله اکبر!





دویدم گفتم :

چیه بابا در میزنن؟؟



الله الکبر

گوشیت زنگ خورد؟



الله اکبر!

مهرت گم شده؟



الله اکبر!



کسی طوریش شده؟



الله اکبر!



بو سوختگی میاد؟




الله اکبر!



جک و جونور دیدی؟



الله اکبر!



گفتم خوب بابا یکم راهنمایی کن !!




با عصبانیت داد زد :

الله اکبر!
(دستشو هم به علامت خاک بر سرت تکون داد)













نمازش که تموم شد میگه :
خاک تو سره نفهمت!
یه ساعته دارم میگم نزن یه کانال دیگه دارم اخبار گوش میدم
دیدگاه ها (۱۳)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 34سلام دخترا برای پا...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت سیزدهم: وقتی بازیِ لوس‌بازی، ج...

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟒𝟖هردوشون چند لحظه فقط به هم نگاه کردن. همو...

حسم به تو.... (فصل2

بابام داشت نماز میخوند یهو داد زد..... الله اکبر!الله اکبر! ...

بابام داشت نماز میخوند یهو داد زد..... الله اکبر!الله اکبر! ...

بابام داشت نماز میخوند یهو داد زد..... الله اکبر!الله اکبر!د...

بابام داشت نماز میخوند یهو داد زد..... الله اکبر!الله اکبر!د...

بابام داشت نماز میخوند......یهو داد زد:الله اکبر !الله اکبر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط