«باز باران٬ با ترانه

«باز باران٬ با ترانه

میخورد بر بام خانه»

خانه ام کو؟ خانه ات کو؟

آن دل دیوانه ات کو؟

روزهای کودکی کو؟

فصل خوب سادگی کو؟

یادت آید روز باران

گردش یک روز دیرین؟

پس چه شد دیگر٬ کجا رفت؟

خاطرات خوب و شیرین

کوچه ها شد، کوی بن بست

در دل تو٬ آرزو هست؟ * * *

کودک خوشحال دیروز

غرق در غمهای امروز

یاد باران رفته از یاد

آرزوها رفته بر باد * * *

باز باران٬ باز باران

میخورد بر بام خانه

بی ترانه ٬ بی بهانه

شایدم٬ گم کرده خانه
دیدگاه ها (۲)

سلام رفقاصبتون بخیر

کوچکترین دیکتاتور دنیا :-)

حق.ادم های غمگین.حرف های قشنگ.تری میزنن... :))

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

جنوب برای ما فقط یک نقطه روی نقشه نیست؛بوی خاک داغ بعد از غر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط