آغوش عشق در کنار مافیا .

آغوش عشق در کنار مافیا .

پسش زدم بدنم از حرص میلرزید لعنت !
آروم لب زدم
_انتقام میگیرم . شک نکن جعون!
ابرویی بالا انداخت .
_آها . به زنانگی سلام برسون .!
خونسرد ابروییی بالا انداختم ،
_ زنانگی ؟! عزیزم من دختر نبود..
دستش که داشت لیوان مشروب و سمت دهنش میبرد متوقف شد سمتم برگشت و عصبی لب زد
_چی؟!
ابرویی بالا انداختم
_کجاش نامفهموم بود؟! من قبل از تو ...داشتم!
دستش مشت شد ، خونسرد قدمی عقب گذاشتم و از عمارتش خارج شدم .
داشتم مثل سگ دروغ میگفتم ولی به حرص خوردن جعون می ارزید !!
"جعون"
دستی تو موهام کشیدم وارد اتاقم شدم دخترا داخل اتاق بودن با دیدن وضعیت لباساشون حالم بهم خورد!
_بیییروووووننن!!!
با ترس از اتاق خارج شدن خودم و رو تخت پرت کردم و هوفی کشیدم . لعنت بهت میرا!
دیدگاه ها (۲۲)

وقتی دوست صمیمی بودین ولی اون دوست دختر داشت یه روز. . .. کس...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_10دستشو کشیدم به سمت اتاق بر...

چند پارتی (درخواستی)

چند پارتی ــــــــــــ♥️ـــــــــــــوقتی پریودی و حالت بدهـ...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_10ویو میراعصر شده بودتوی ...

رمان(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

رمان تهیونگ

پارت ۱۵مدتی گذشت...یونگی اون مرد ها رو زد لباس یونگی خونی شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط