شب آمد و دوباره کنارم ندارمت

شب آمد و دوباره کنارم ندارمت
آخر چگونه باز به خوابم بیارمت؟
امشب تمام بالش من خیس می‌شود
باید دوباره تا خودِ فردا ببارمت
زانوی غم دوباره در آغوش می‌کشم
گویا تویی که در بغلم می‌فشارمت
دیدگاه ها (۲۴)

عاشقانه های شبنم

Iove and the moonPart15وارد خونه که شدیم به سمت اتاق رفتم ...

پارت ۱۵ — «نقشه‌ی شبانه»ساعت نزدیک یازده شب بود. تهیونگ روی ...

تکپارتی تام(تا حالا از تام ننوشتم خداکنه خوب باشه🤡)با اینکه ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش دوم_متاسفانه شمشیرباز خوبی...

⁰⁰ : ⁰⁰⁰⁵`⁰⁶`⁰²..گویا قلم در دستانم قلم شده و افکارم در انبو...

✦ اولین گناه ✦فصل سوم: شکارچی در قفس طلایی---پشت درِ نیمه‌با...

پارت ۱۶۳.۲.۱.اکشننننن🐺🦷پدر عسل چند ثانیه بهش خیره موند و بعد...

فیک تهکوک وارث زار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط