آن قرص قمر به چه دل افزون شده امشب

آن قرص قمر بَه چه دل افزون شده امشب
از سینه ی من دغدغه بیرون شده امشب
رخسار تو در خَلوت شب همچو خیالیست
چون سُرخِ اناری و چه گلگون شده امشب
مهتاب شبی بود و منم زاده ی شعرم
یار آمد و آن ماه چه افسون شده امشب
آری شبِ شیدا شدن از منظر چشمی ست
هر شاعر دل سرد که مجنون شده امشب
معشوق نباشد به جهان جز دلِ بی تاب
دیوانه منم من؛ که مفتون شده امشب
رو راست بگویم پُرم از زمزمه ی عشق
وابستگی دل به تو قانون شده امشب
دیدگاه ها (۳)

دور از تو طوفان دائما از راه می آید سیلی، شبیه دوریت جانکاه ...

ای عشق ، دل دوباره غبار هوس گرفتاز من گلایه کرد و تو را دادر...

در چشمهایت گم شدم ، جایی از این بهتر ؟آسوده دنیایی ایست ، دن...

تو عطر تازه ياسى ، رها به خانه منتو دست نرم بهارى در آشيانه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط