گاهی زود میرسم

گاهی زود میرسم
مثل وقتی که بدنیا آمدم
گاهی اما خیلی دیر
مثل حالا که عاشق تو شدم دراین سن وسال
من همیشه برای شادیها دیرمیرسم
و همیشه برای بیچارگی ها زود
و آنوقت یا همه چیز به پایان رسیده است
و یا هیچ چیزی هنوز شروع نشده است

من در گامی از زندگی هستم
که بسیار زود است برای مردن
و بسیار دیر است برای عاشق شدن
من بازهم دیر کرد ه ام

مرا ببخش محبوب من
من بر لبه عشق هستم
اما مرگ به من نزدیکتر است
دیدگاه ها (۱)

پروردگارا........امروز صبح دلم که برایت تنگ می شودبا آنکه می...

در زندگی!هرکسی را که دوست بداری از او ضعیفتریزیرا برای راضی ...

کسی که بهشت را بر زمین نیافته است آن را در آسمان نیز نخواهد ...

واییی بیچاره ها خخخخخخ

دوستی که خون شد

.حاج آقای ‍ قرائتی فرمود:پدرم در سال چهل از دنیا رفت و من شش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط