قلم بنویس دردم را،که دردل دردها دارم،قلم بنویس ازحالم، که
قلم بنویس دردم را،که دردل دردها دارم،قلم بنویس ازحالم، که امشب غصه ها دارم،قلم بنویس ازعمرم ،که عمری خون دل خوردم،قلم ای کاش چون زادم همان دم نیز میمردم ،قلم بنویس تادیگر،نماند در دلم دردی،قلم این گنبد گیتی بود بازار نامردی،قلم ازبی وفاییها شکایت میکنم بنویس ،قلم از این جداییها شکایت میکنم بنویس...
- ۱.۸k
- ۲۵ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط