ﯾﺎﺩﺕ ﻫﺴﺖ ﻣﺎﺩﺭ؟؟؟

ﯾﺎﺩﺕ ﻫﺴﺖ ﻣﺎﺩﺭ؟؟؟
ﺍﺳﻢ ﻗﺎﺷﻖ ﺭﺍ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ
ﻗﻄﺎﺭ،ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ، کشتی . ..
ﺗﺎ ﯾﮏ ﻟﻘﻤﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺨﻮﺭﻡ
ﺷﺪﯼ ﺧﻠﺒﺎﻥ، ﻣﻠﻮﺍﻥ،
ﻟﻮکوموتیوﺭﺍﻥ . ...
ﻣﯿﮕﻔﺘﯽ ﺑﺨﻮﺭ ﺗﺎ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺸﯽ،
ﺁﻗﺎ ﺷﯿﺮه ﺑﺸﯽ،ﺧﺎﻧﻢ ﻃﻼ ﺑﺸﯽ ... .
حالا من بزرگ شده ام تو بزرگتر
حالا من قوي شده ام و تو ضعيف
كاش من هيچوقت بزرگ نميشدم تا
تو همانطور جوان بماني كاش هيچوقت
قوي نميشدم كه الان ضعف را در صورت
زيبايت نبينم دست هايت را نوازش ميكنم تا
تمام خاطرات خوب زندگي ام را بياد بياورم
تمام وجودم از آن توست مادرم. . .
عاشقتم مادر❤
دیدگاه ها (۸)

این لات محل...

چی بگم.دیگه....:-\

((( شعری زیبا تقدیم به شما که بهترینی)))ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘــﺎ ﮔﺮ ﺑﺸﮑﻨﺪ ...

بهترین حس اینه که بذاره لپشو بکشی ..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط