تار جانان به خانه ی ما ماند

تار جانان به خانه ی ما ماند
رفت جانان و تار او جا ماند
ماند تارش که یار من باشد
یار شب های تار من باشد
تار او یادگار اوست مرا
خوش بود یادگار دوست مرا
یادگاری که تار او باشد
بهترین یادگار او باشد
تار او را به روی دیده نهم
همچو دل به سینه جای دهم
تار او چاره ساز من باشد
یار مسکین نواز من باشد
تار او دلنواز درویش است
تار او مرهم دل ریش است
یار او با منش سر یاری است
ما دو یاریم و کار ما زاریست
امشب این تار مهمان من است
این فرشته در آشیان من است
امشب آتش ز جان ما خیزد
دود از دودمان ما خیزد
دست بردار از دلم ای تار
بگذر و ناله را به من بگذار
من بنالم که بخت یارم نیست
یار چون بخت سازگارم نیست
دیدگاه ها (۳)

هزار و یک اسم داری و من از آن همه اسم "لطیف" تو را دوست تر د...

مداد رنگی ها مشغول بودند به جز مداد سفیدهیچکس به او کار نمید...

ﺩﺭ ﻓﺮﺍﺳﻮﻫﺎی ﻋﺸﻖﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﻣی ﺩﺍﺭﻡ،ﺩﺭ ﻓﺮﺍﺳﻮﻫﺎی ﭘﺮﺩﻩ ﻭ ﺭﻧﮓﺩﺭ ﻓ...

آب را گل نکنیم؛در فرودست، انگار، کفتری می خورد آب؛یا که در ب...

رهی معیری » تاگریزان گشتی ای نیلوفری چشم از برمدر غمت از لاغ...

تاگریزان گشتی ای نیلوفری چشم از برمدر غمت از لاغری چون شاخه ...

سه تار مننالد به حال زار من امشب سه تار مناین مایه تسلی شب ه...

از کسی که عزیزترین فرد زندگیت است یا حداقل یکی از افراد مهم ...

نالد به حال زار من امشب سه تار مناین مایه تسلی شب های تار من...

نالد به حال زار من امشب سه تار مناین مایه ی تسلی شب های تار ...

نالد به حال زار من امشب سه تار مناین مایه تسلی شب های تار من...

✅ ✔ ️ نالد به حال زار من امشب (امروز ) سه تار من !¡این مایه...

از تو ای عشق در این دل چه شررها دارمیادگار از تو چه شبها، چه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط