پرواز کرد ...!

پرواز کرد ...!
و دسته گلی از سرزمین عشق ،
به عمیق ترین لبخندی که مسحورش کرده بود،
آورد...
بالهایش را بست و آرام روی دیوار نشست.
مدتی ساکت بود
و شاید غمگین!
پرنده ای دیگر در حیاط بود!
...
دو باره
پرواز کرد
تا دسته گلی بیاورد
به پرنده ای که گرفتار لبخند بود ...
دیدگاه ها (۱)

دردسرهای بچه داری پارت ۱۵

فیلیکس و می سان 💋

𝑻𝒉𝒆 𝑯𝒆𝒊𝒓 𝒐𝒇 𝑻𝒘𝒐 𝑭𝒂𝒎𝒊𝒍𝒊𝒆𝒔𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟎بعد از مراسم، الین به اتاقش ب...

جنگل نفرین شده پارت ۱۵

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟗سرنخ‌ها به یکی از خاندان‌های قدرتمند...

آخرین بحث پارت ۲۶

رقیب کوچولوی جیمین... عصر همان روز...جیمین نقشه‌ای کشیده بود...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۹هنوز حرف‌ هیونجین در ذهن فلیکس می‌چرخ...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part آخرجونگکوک سر تکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط