پرواز کرد ...!
پرواز کرد ...!
و دسته گلی از سرزمین عشق ،
به عمیق ترین لبخندی که مسحورش کرده بود،
آورد...
بالهایش را بست و آرام روی دیوار نشست.
مدتی ساکت بود
و شاید غمگین!
پرنده ای دیگر در حیاط بود!
...
دو باره
پرواز کرد
تا دسته گلی بیاورد
به پرنده ای که گرفتار لبخند بود ...
و دسته گلی از سرزمین عشق ،
به عمیق ترین لبخندی که مسحورش کرده بود،
آورد...
بالهایش را بست و آرام روی دیوار نشست.
مدتی ساکت بود
و شاید غمگین!
پرنده ای دیگر در حیاط بود!
...
دو باره
پرواز کرد
تا دسته گلی بیاورد
به پرنده ای که گرفتار لبخند بود ...
- ۴۲۵
- ۲۴ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط