《 ازدواج نافرجام 》

《 ازدواج نافرجام 》
⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ پارت 148 ⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩

ویوا پشت دستش رو روی گونه هایش کشید و پرید وسط حرفش و با صدای که از بغض می‌لرزید گفت : چرا بهت نگفتم که حامله‌م چون نمی‌دونستم ‌... وقتی اومدم نیویورک اونقدر افسرده بودم که ماها حتا خودممو نمی‌شناختم
وقتی فهمیدم حامله‌م که دو ماه از اومدم گذشته بود
م‍..من خیلی ازت عصبانی بودم حتا فکر می‌کردم که ازت متنفرم چطوری می‌تونستم بیام بهت بگم... درسته من رفته بودم
اما تو می‌تونستی بیایی پیشم تو میدونستی که کجام ...با اینکه سعی میکردم همه این سال ها ازت متنفرم باشم و فراموشت کنم اما ته دل اون دختر بچه همیشه منتظرت بود منتظر اومدنت منتظر یه توضیح منتظر آغوش گرمت...
جونگکوک انگار با هر کلمه‌ای که از دهن ویوا در می‌اومد
یه خنجر می‌خورد وسط قلبش و اون کوه خشمش یهو فرو ریخت صورتش دوباره به سمته پنجره چرخوند تا دختر اینطور شکستش رو نبینه
خودش فکر می‌کرد چقدر نامرد بوده که به زنی که تمام این دردها رو به خاطر عشق اونا به دوش کشیده شک کرده و اون دختر بچه ناز رو نتیجه گناه مبدونست عذاب وجدان مثل خوره داشت روحش رو می‌خورد.
اما ویوا که دید جونگکوک اینجوری توی فکر فرو رفته
طاقت نیاورد اون نمی‌خواست با این حرف‌ها جونگکوک رو تنبیه کنه فقط می‌خواست بفهمونه که پنهان‌کاریش از بی‌وفایی نبوده شاید اولش اینطوری بوده اما حالا نه
آروم نزدیکش شد و با دستای ظریفش صورت داغ و خسته‌ی جونگکوک رو قاب گرفت با انگشت شستش گونه اش رو نوازش کرد سرش رو آورد
جلو و از نزدیک ترین فاصله به چشمای ناراحت اما جدی اخم آلودش خیره شد با یه صدای مهربون که برای جونگکوک آشنا تر از همه بود زمزمه کرد : نمی‌خواستم ناراحتی بشی یا فکر دیگه بکنی فقد بزار نشونت بدم که می‌خواستم بهت بگم فقد منتظر وقت مناسب بودم
جونگکوک با احساس بوسه ای به کفه دست ظریف دختر زد و آروم و جدی سر تکون داد دختر لبخند مهربونی زد و به محض فاصله گرفتن گوشیش رو که تا اون لحظه توی دستش فشرده بود برداشت و بعد از تایپ پیام کوتاهی دوباره سمته جونگکوک برگشت
دیری نگذشت که تقی کوتاهی به در خورد
دیدگاه ها (۳)

《 ازدواج نافرجام 》⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ پارت 149 ⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩دخ...

ادامه پارت 149دختربچه که از نفس‌های گرم باباش روی گردنش قلقل...

《 ازدواج نافرجام 》⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ پارت 148 ⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩وی...

《 ازدواج نافرجام 》⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ پارت 147 ⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط