part

part:28
name: عشق و جدایی


ویو بورا

کوک...ادم بدی نیست..ولی برای من خوب نیست...نمی دونم چرا الان دارم به این فکر می کنم...شاید به خاطر اینکه می خوام بهمش دل ببندم..یه نگاه ریزی به کوک که اون ور بود انداختم اون واقعا جذاب بود...ولی من هیچ وقت نباید عاشقش بشم...اگر بشم..فکر نکنم اتفاقات خوبی برام رقم بخوره...
-بیا..(سرد)
+اهان..ممنون...
چند مین گذشت ولی کوک همون طور خنثی بود...
+چرا برای خودت هیچی نخریدی؟
-میل نداشتم..
+اهان...میخوای از این یکم بهت بدم..؟
-نه(سرد)
+اوکی...
چند دقیقه اونجا بودیم بعد با هم به سمت عمارت رفتیم ساعت حدود چهار بود وقتی رسیدیم عمارت داشتم پیاده می شدم که کوک گفت
-امروز باید بریم یه مهمونی ساعت نه اماده باش..
+باشه...
بعد رفت...

ویو کوک

بعد از این که به بورا گفتم رفتم...راه افتادم به سمت عمارت پدرم...

(پرش زمانی)

بعد از این که پدرم در رابطه به بورا گفت یکم حس بدی نسبت به اون داشتم...بعد به سمت عمارت رفتم تا برم پیش بورا...
چند دقیقه بعد رسیدم رفتم توی اتاقم یه حموم سریع رفتم...بعد اماده شدم ساعت نزدیکای نه بود...که رفتم سمت اتاق بورا درو باز کردم....
-اماد...(حرفش نصفه موند)
با صحنه ای که دیدم حرفم نصفه موند.
+یاااا چرا بدون در زدن میای تووو(با داد)
-کمک می خوای؟
+چ...چی؟
-لباست رو میگم...زیپت بازه..
+اهان...
بعد نگاه ریزی به پشتش انداخت...بدون کمی مکث به سمتش رفتم و از کمرش چرخوندمش...دستاش رو گذاشت روی میز ارایشش بعد اروم مو های بلندش رو زدم کنار...کمرش.....خیلی قوس داشت خطاش..خیلی قشنگ بود بعد اروم دستم رو به سمت خط کمرش بردم که با لمس من قوسش بیشتر شد....به نظرم شیرین میومد..زانو زدم..و بوسه ای روی اون گذاشتم خیلی گرم بود لایه گرما رو قشنگ میشد حس کرد..که‌ با زبون من خیس و لطیف تر شد..نمی دونم چرا این کار رو کردم..ولی واقعا حس خوبی داشت...پوستش درست مثل عسل شیرین بود..بلند شدم و سرم توی شونه ی اون فرو کردم..بعد اروم دستم رو به سمت زیپ بردم...و بالا کشیدم...بدون مکثی سریع ازش فاصله گرفتم و به بیرون رفتم قبل از این که برم گفتم
-بیا پایین
بدون این که منتظر حرفی از اون باشم به سمت پله ها رفتم..

ویو بورا

بعد از رفتن کوک توی شوک خیلی بدی بودم..اون چرا باید این کار رو با من بکنه....

ممنون از نگاهتون乂❤‿❤乂
دیدگاه ها (۱۶)

part:29name: عشق و جدایی(اسلاید دوم لباس بورا)اسلاید سوم موی...

part:30name: عشق و جداییویو بورااون مرده اومد نزدیکم..قدش خ...

ولی این اهنگ یه چیز دیگست🥺🛐

part:27name:عشق و جداییویو بورا رفتم پایین کوک یه کت بلند چر...

part:34name: عشق و جداییویو بورابعد از اتمام کتاب بلند شدم و...

part:21name: عشق و جداییویو جیمیناجوما تمام اتفاق هایی که اف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط