عشق من

عشق من
p44




ا‌.ت:بسه جونگهیون تو حالت خوب نیست
جونگهیون:چرا حالم خیلیم خوبه دقیقا میدونم دارم چی میگم
ا‌.ت:منظورت چیه از حرفات
جونگهیون:ا.ت تو خیلی احمقی ببین الان پیش کیه تو برام مثل برگ برنده ای مخصوصا اون پسرت
نگاهی به شکمم کرد
شکممو گرفتم
با ترس و نفرت خیره بودم بهش
جونگهیون:وارث کوک دست منه نقطه ضعفش دست منه یعنی تو اما ا.ت خبر بدی دارم برات
ذول زد تو چشمام
جونگهیون:اون دنبالته دنبال انتقام ازت چون فکر میکنه بهش خیانت کردی یه دختری که ازش استفاده کرده بهش نزدیک شده
چشمام پر اشک شده بود
ا.ت:کافیه:صدای بغضی
جونگهیون:فکر میکنی وقتی بفهمه بچه داره تورو قبول میکنه پسرتو ازت میگیره اون فقط دنبال وارثه اون سنگ دل تر از ایناست تهش بهت رحم کنه بزاره پسرشو به دنیا بیاری بعد بکشتت اون کوکی که بچگی میشناختی نیست
ا‌.ت:اون بلایی سرم نمیاره وقتی بفهمه من کیم
جونگهیون:از این فکرو خیالا بیا بیرون تو الان زنه منی فکر کن اگه بدونه دختری که بهش دل باخته بود با دشمنه خونیش ازدواج کرده چی میشه *خنده بلند
حونگهیون:آوح مخصوصا اگه بفهمه اون دختر رفیق بچگیاش بوده *خنده
از چشمام پشت سر هم اشک میومد نفسم گرفته بود
بلند شد امد سمتم
جونگهیون:این حرفارو ولش کنیم فردا شب مهمونی دعوتیم آماده باش پرنسسم *با نیش خند
از کنارم رد شد و رفت




خوشتون امد؟🙃
حمایت فراموش نشه💋🤭
دیدگاه ها (۳۶)

فالوشه پرنسسم🎀 @cordelia_bots_fake

فالوشه زیبا💫 @paa.jeon

عشق من p43جونگهیون:هنوزم بداخلاقیا.ت:جونگهیون ازم فاصله بگیر...

عشق منپارت ۴۲رفت سمت خونه خودشا‌.ت:وسایل نیاز دارم اول برو خ...

چند پارتی درخواستی پارت ۸ا/ت . به محض دیدن پیام سریع رفت پیش...

#مافیای_منپارت هفتمویو بار: هممون نشسته بودیم و داشتیم حرف م...

رمان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط