دوری ولی شااااید دلت همراه من باشد
دوری ولی شااااید دلت همراه من باشد
یا در سرت سودای اینجا آمدن باشد
من بی تو شاعر میشوم اما بیا شاید
پیش تو بودن بهتر از شاعر شدن باشد
دور از وطن افتاده ای اما نمیدانی
حال غریبی را که در خاک وطن باشد
اینگونه که می سوزم از من هیچ می ماند
تا باز گردی چاره شاید ساختن باشد
روزی میایی کاش این در را که می کوبی
در من توان از زمین برخاستن باشد
وقتی نگاهم میکنی گم میکنم خود را
وقت غزل خواندن فقط گوشت به من باشد ...
یا در سرت سودای اینجا آمدن باشد
من بی تو شاعر میشوم اما بیا شاید
پیش تو بودن بهتر از شاعر شدن باشد
دور از وطن افتاده ای اما نمیدانی
حال غریبی را که در خاک وطن باشد
اینگونه که می سوزم از من هیچ می ماند
تا باز گردی چاره شاید ساختن باشد
روزی میایی کاش این در را که می کوبی
در من توان از زمین برخاستن باشد
وقتی نگاهم میکنی گم میکنم خود را
وقت غزل خواندن فقط گوشت به من باشد ...
- ۵.۵k
- ۰۶ اسفند ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط