ﺧﻨﺪﻩ ﯼ ﺭﻭﯼ ﻟﺒﺖ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺳﺎﺯ ﺍﺳﺖ، ﺑﺨﻨﺪ

ﺧﻨﺪﻩ ﯼ ﺭﻭﯼ ﻟﺒﺖ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺳﺎﺯ ﺍﺳﺖ، ﺑﺨﻨﺪ
ﭼﻬﺮﻩ ﺍﺕ ﺑﺎ ﻧﻤﮏ ﺧﻨﺪﻩ ﭼﻪ ﻧﺎﺯ ﺍﺳﺖ، ﺑﺨﻨﺪ
ﭼﺸﻢ ﻣﻦ ﺧﯿﺮﻩ ﺑﻪ ﻟﺒﻬﺎﯼ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺍﻭﺝ ﺳﺠﻮﺩ
ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺧﻨﺪﻩ ﯼ ﺗﻮ ﺭﻭﺡ ﻧﻤﺎﺯ ﺍﺳﺖ، ﺑﺨﻨﺪ
ﺍَﺧﻢ ﮐﺮﺩﯼ ﻭ ﺩﻟﻢ ﺍﺯ ﻏﻢ ﮔﻨﮕﯽ ﭘُﺮﺷﺪ
ﺗﺎ ﺑﺨﻨﺪﯼ ﺩﻝ ﻣﻦ ﻫﻠﻬﻠﻪ ﺳﺎﺯ ﺍﺳﺖ، ﺑﺨﻨﺪ
ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﺖ ﻫﻤﮕﯽ ﻋﯿﻦ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯼ ﻫﻤﮕﺎﻥ ﻋﯿﻦ ﻣﺠﺎﺯ ﺍﺳﺖ، ﺑﺨﻨﺪ
ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﻏﺮﻕ ﺳﮑﻮﺗﯿﻢ ﻭ ﺳﺨﻦ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺍﺳﺖ
ﺧﻨﺪﻩ ﺁﻏﺎﺯﮔﺮِ ﺭﺍﺯ ﻭ ﻧﯿﺎﺯ ﺍﺳﺖ، ﺑﺨﻨﺪ
ﺷﺎﻋﺮﯼ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺷﺎﻋﺮﯼ ﺍﺵ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ
‏*ﻗﺼﻪ ﯼ ﺧﻨﺪﻩ ﯼ ﺗﻮ ﺩﻭﺭ ﻭ ﺩﺭﺍﺯ ﺍﺳﺖ ﺑﺨﻨﺪ.*
دیدگاه ها (۲)

نمی دانم تو هم یاد دل ما میکنی یا نه...... مرا راه گلو.... ا...

هم گلم.هستی و هم گلدان من کاش میبودی شبی مهمان من ای گل زیبا...

روی این دفتر نم خورده کاهی بنویس،درد دل یا که گله، هر چه که ...

برف میبارد...بگذار پرده را کنار بزنم،،،کنار پنجره بنشینم...ی...

ﻫﻠﻦ ﺑﺎﺯ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﻓﺼﻼ ، ﻧﻮﺑﺮ آﻭﺭﺩﻡﺑﺮﺍﺕ ﺍﺯ ﺧﺸﮏ ﺷﻬﺮﺳﺘﻮﻧﻤﻮﻥ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط