از عدم هست شدم
از عدم هست شدم
بر خودم پیچیدم
ظلمت حادثه را، ابر شدم ، باریدم
من از عصیان لو رفته ی
یک بغض و یک درد
من از ابری باران خورده ی
گریه ی مرد
من از آبی عشق
من از سرخی درد
من از لیزترین سمت گناه می آیم
من از سجده ی پررنگ دعا
در نیازی وسواس
من از تلخ ترین نیش بلا می آیم
من از روزن...............................
#شهزاد
بر خودم پیچیدم
ظلمت حادثه را، ابر شدم ، باریدم
من از عصیان لو رفته ی
یک بغض و یک درد
من از ابری باران خورده ی
گریه ی مرد
من از آبی عشق
من از سرخی درد
من از لیزترین سمت گناه می آیم
من از سجده ی پررنگ دعا
در نیازی وسواس
من از تلخ ترین نیش بلا می آیم
من از روزن...............................
#شهزاد
- ۹.۵k
- ۱۵ دی ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط