دوستتت دارم ، نمی دانم ، چرایش را نپرس

دوستتت دارم ، نمی دانم ، چرایش را نپرس
اتفاقی دل سپردم ماجرایش را نپرس

بارها باریده ام در کوچه های بی کسی
در هوای بودنت ، اما کجایش را نپرس

آسمانت را حریم صحن آغوشم بکن
چون به پرواز آمدم حال و هوایم را نپرس

زندگی طعم غزل از استکان حافظ است
فال من خوش نیست بی تو ، محتوایش را نپرس
دیدگاه ها (۷۰)

مثل عادت نیستی تا ساده انکارت کنمتو نفس های منی باید که تکرا...

.هیچ آدمی یک شبه تغییر نمی‌کندهیچ آدمی یک شبه تصمیمات بزرگ ن...

شب بخیر~_~

حکایت رفاقت من با تو ،حکایت "قهوه" ایست ،که امروز به یاد تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط