part
part 22
美元哈儿童
💛💜💛💜💛💜💛💜💛💜💛💜💛💜💛💜💛💜💛💜💛💜
آرام ویو :
هعی بزار برم باشگاه شاید یادم بره امروز چی شد ولی.....چرا خانم هایتانی با من خوب بود؟! آخه من خیلی مسخره ام
* یهو صدای قدم شنید *
چی؟ صدای چیه؟ نکنه *برگشت *...وای خانم هایتانیه
بل : ارااااااامممممم منم میخوام باهات بیام لطفا لطفا لطفااااا
آرام تعجب کرد و گفت :ب...باشه هر جور مایلید
بل با ذوق :اریگاتووووووو راستی گفتی باشگاه میری؟؟؟
آرام و بل در حالی که راه میرن آرام جواب داد : بله چطور؟
بل : میخوام بدونم چه باشگاهی میری
آرام: من بوکس میرم
بل با تعجب : جدی؟! بهت نمیاد
آرام خندید : میدونم
* رسیدن به باشگاه *
آرام: من دیگه باید برم
بل :ای بابا باشه ولی فردا باهم بعد از ظهر بیا بریم بیرون
آرام شوکه شد کسی بهش نگفت که برن بیرون آرام با تعجب : ب..باشه
بل با لبخند:مرسیییی بای باییی
آرام:بای
* شب شد و همه داشتن کار میکردن ولی ریندو توی ی حال دیگه بود*
بل این رو فهمید و رفت سمت ریندو گفت: داداشی چی شده؟؟
ریندو با تعجب: هیچی تو فکرم
بل با کنجکاوی : فکر چی؟
ریندو : هیچ_
یهو کوکو : داره به اون دختر روانی فکر میکنه
بل : روانی؟ منظورت ارامه؟
کوکو با تعجب: مگه اون اسم داشت؟
بل 😑 : پ ن پ
کوکو:بسم الله
و یهو صدای زنگ اومد که یهو یکی وارد شد ولی با ارام بود...
🧡💝🧡💝🧡💝🧡💝🧡💝🧡💝🧡💝🧡💝🧡💝💝🧡💝
تا پارت بعد بای باییی
美元哈儿童
💛💜💛💜💛💜💛💜💛💜💛💜💛💜💛💜💛💜💛💜💛💜
آرام ویو :
هعی بزار برم باشگاه شاید یادم بره امروز چی شد ولی.....چرا خانم هایتانی با من خوب بود؟! آخه من خیلی مسخره ام
* یهو صدای قدم شنید *
چی؟ صدای چیه؟ نکنه *برگشت *...وای خانم هایتانیه
بل : ارااااااامممممم منم میخوام باهات بیام لطفا لطفا لطفااااا
آرام تعجب کرد و گفت :ب...باشه هر جور مایلید
بل با ذوق :اریگاتووووووو راستی گفتی باشگاه میری؟؟؟
آرام و بل در حالی که راه میرن آرام جواب داد : بله چطور؟
بل : میخوام بدونم چه باشگاهی میری
آرام: من بوکس میرم
بل با تعجب : جدی؟! بهت نمیاد
آرام خندید : میدونم
* رسیدن به باشگاه *
آرام: من دیگه باید برم
بل :ای بابا باشه ولی فردا باهم بعد از ظهر بیا بریم بیرون
آرام شوکه شد کسی بهش نگفت که برن بیرون آرام با تعجب : ب..باشه
بل با لبخند:مرسیییی بای باییی
آرام:بای
* شب شد و همه داشتن کار میکردن ولی ریندو توی ی حال دیگه بود*
بل این رو فهمید و رفت سمت ریندو گفت: داداشی چی شده؟؟
ریندو با تعجب: هیچی تو فکرم
بل با کنجکاوی : فکر چی؟
ریندو : هیچ_
یهو کوکو : داره به اون دختر روانی فکر میکنه
بل : روانی؟ منظورت ارامه؟
کوکو با تعجب: مگه اون اسم داشت؟
بل 😑 : پ ن پ
کوکو:بسم الله
و یهو صدای زنگ اومد که یهو یکی وارد شد ولی با ارام بود...
🧡💝🧡💝🧡💝🧡💝🧡💝🧡💝🧡💝🧡💝🧡💝💝🧡💝
تا پارت بعد بای باییی
- ۸۳۴
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط