عمارت کن مرا آخر که ویرانم به جان تو

عمارت کن مرا آخر که ویرانم به جان تو
درون صومعه و مسجد تویی مقصودم ای مرشد

به هر سو رو بگردانی بگردانم به جان تو
سخن با عشق می‌گویم که او شیر و من آهویم
#مولانا
دیدگاه ها (۱)

‌کیمیای عشق را ببینکیمیای نور را که خاک خسته راصبح و سبزه می...

‌بیار باده که رنگین کنیم جامه زرقکه مست جام غروریم و نام هشی...

‌با من صنما دل یک دله کنگر سر ننهم آنگه گله کنمجنون شده‌ام ا...

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماندچنان نماند چنین نیز هم نخواه...

گر آبی خوردم از کوزه خیال تو در او دیدموگر یک دم زدم بی‌تو پ...

این تویی که مرا صدا زدی و این تویی که عشق و طلب را در من ریخ...

سریال زیاده روی"overdo"این سریال در مجموع[آی چی یی+تنسنت] ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط