خواهی آمد ‌ای سوار سبزپوش

خواهی آمد ‌ای سوار سبزپوش
لحظه‌هایم را بهاری می‌کنی

️با نگاه خویش در متنِ زمین
عشق را هر لحظه جاری می‌کنی

خواهی آمد، خوب می‌دانم هنوز
می‌نشینم روز‌ها چشم انتظار

️خیره بر بی‌انتهای جاده‌ها
می‌نشینم با نگاهی اشکبار

ای بهار آخرین کی می‌رسی؟
من غریب و خسته اینجا مانده‌ام

️در عبور بی‌دریغ لحظه‌ها
من کنار خویشتن جا مانده‌ام

فصل‌ها را باز هم پر می‌کند
گریه من، شیون من، سوز من

تا ببینم لحظه‌ی موعود را
جمعه می‌شد کاشکی هر روز من!

شاعر: تیمور آقامحمدی
دیدگاه ها (۲)

دعای این همه چشم انتظار کافی نیست هنوز گریه بر این جویبار کا...

خدارو شکر که همیشه/فقیر کوی کریمیمسائل لطف و عطای/حضرت عبدال...

امام زمان (عج)؛ گنج پر نعمتی است که خداوند آن را در میان ما ...

عاشقانه های شبنم

امام #زمانم #یامهدیدلم برای ورود تو لحظه شماری می‌کند و حنجر...

𝒯𝒽𝑒 𝑔𝒾𝓇𝓁 𝓌𝒽𝑜 𝓈𝓂𝑒𝓁𝓁𝑒𝒹 𝓁𝒾𝓀𝑒 𝓇𝑜𝓈𝑒𝓈دختری که بوی رز می‌دادپارت یا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط