از روزیکه نامت ملکه ی ذهنمـــ شد،

از روزیکه نامت ملکه ی ذهنمـــ شد،

احساســ می کنمــ جمجمه امـــ

با شکوه ترینـــ امپراتوری دنیاستـــ…
دیدگاه ها (۳)

کمپانی لیسا

سعی کردم به خودم هشدار دهم. سعی کردم به یاد بیاورم که امید ...

آری، من دل بستم به کسی که در میان میلیاردها انسان، عاشق‌ترین...

چرا احساس می کنم این نسخه ی دختر عزرائیل خودمونه...🤔

گاهی دلمـ بهانه‌اتـ را می‌گیرد…بهانه‌ی صدایتـ، نگاهتـ، حتی س...

احساس می‌کنم چون من فیک یا از بی تی اس نمیزارم حمایت نمی‌شم:...

هیماری و مویچیرو

در طول جنگ دستمالی داشتم که همیشه همراهم بود. این دستمال را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط