.

.
کفش کدام کودک جا مانده و خودش رفته
اورده بودن او را تا در ابتدای سالهای زندگیش
مقام ابراهیم را تجربه کند و ابراهیمی زندگی کند
ما نمیتوانیم بی رحم باشیم
کفش بچگانه که میبینیم در دلمان روضه به پا میشود
به یاد حاجی شش ماه
خودمان را غرق در اشک میبینم وقتی به اسماعیل حسین فکر میکنیم
دارم به قلبم رجوع میکنم
زبانم به نفرین نمیچرخد
دعا میکنم برای اصلاح بانیان حادثه
راه بسته اند و تشنه شده اند
چقدر قصه برایم اشناست
حالم شبیه مُحرم است
مَحرم و مُحرم
.
دیدگاه ها (۳)

تا محرم نگرانم.. نگرانم... نڪند خواب بمانم؟نڪند بغض مڹ از شد...

بوسه بر فرش حسینیه زنم با افتخارمیکشد من را فراق کربلا و انت...

مــن گفتہ ام بہ همہ اربعیــــن " حـــــــــــــرم " هستم...ا...

یااباعبدالله ....من زخودهیچ ندارم که به ان فخرکنمهرچه دارم ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط