عشق به سبک دختر مافیا

عشق به سبک دختر مافیا
پارت ۱۴
×من واقعا دوسش دارم و تصمیم گرفتم دیگه جاسوس پدرم نباشم من آدم عجله ایم و اگر از کسی خوشم بیاد تا تهش عاشقش میمونم، البته به غیر از پنج تا اکسم
™چرا ساکتی؟
×جان هیچی همینطوری
™بیا بریم فیلم ببینیم حوصلم سر رفته
×آها راستی چرا دستت رو بستی
™آه اینو میگی چیزی نیست سرم زدم
×واسه چییی؟؟
™مهم نیست
×چرا هست
™از حال رفتم
×صبر کن ببینم صورتت چیشده؟؟کی زدتت؟؟
™مهم نیست ولش کن
×مهمه خیلیم مهمه
™پدرم بهم سیلی زد
×میدونستم رابطه یانگ با پدرش بده ولی نمی‌دونستم تا این حد،بغلش کردم
™هم خواستم حرف بزنم گوشیم زنگ خورد مادرم بود جواب دادم
$الو یانگ حالت خوبه دخترم؟ چیزیت نشده؟؟
™سلام خانم ممنونم که تماس گرفتید من خوبم
$دخترم چرا به من میگی خانم
™خانم من اجازه ندارم به همسر رییسم چسز دیگه ای بگم
$چیی؟؟همسر رییس؟؟به پدرت گفتی رییس؟؟؟
™غیر از اینه خانم؟؟
$دخترم پدرت منو مجبور کرد باهات اونجوری حرف بزنم
™مین گی چیی؟؟خانم من بعد از اینکه از خونه پرتم کردین بیرون با جفت چشمام دیدم که چجوری مین گی رو از خونه پرت کردین بیرون وقتی سمتش رفتم اولین بار بود که اشکاشو دیدم با خودم قسم خوردم از این به بعد مادر خودمو مین گی میشم همه‌ی کاراشو کردم
دیدگاه ها (۷)

عشق به سبک دختر مافیا پارت ۱۳×خیلی وقته که منتظر پیام و تماس...

عشق به سبک دختر مافیا پارت ۱۱ ^بیبی خیلی جیگری™دو بار پلک زد...

🦋 Wounded butterfly 🦋Part 18کوک 🌕 داشتم از قبرستون برمیگشتم ...

پارت ۱ 《 معامله ی عشق 》 خسته ام و خوابم میاد ولی باید بلند ش...

خشم پارت +18گرفتم همش ذهنم پیش لبای ات بود که...... تصمیم گر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط