تقدیم به آبجیای گلم تو ویسگون

تقدیم به آبجیای گلم تو ویسگون

من هر روز و هر لحظه نگرانت می‌شوم که چه می‌کنی ؟
پنجره‌ی اتاقم را باز می‌کنم و فریاد می‌زنم:
تنهایی‌ات برای من …
غصه‌هایت برای من …
همه بغض‌ها و اشک‌هایت برای من …
بخند برایم بخند …
آنقدر بلند
تا من هم بشنوم صدای خنده‌هایت را …
صدای همیشه خوب بودنت را
دیدگاه ها (۴)

برای من نقشه نکش …! من جهات جغرافیایی را نمی‌شناسم و هنوز در...

تو می روی برای رفتن تو راه می شوم ! تو پلک می زنی و من بر...

میخواهم برایت تنهایی را معنی کنم! در ساحل کنار دریا ایستاده...

در عشق باید درد دوری کشید غم یار خورد ترس رقیب داشت و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط