عشق به سبک دختر مافیا

عشق به سبک دختر مافیا
پارت ۴
×یه آقای قد بلند سمتم اومد، چرا هرکی اینجاست درازههه
§تو زیادی کوچولویی
×عهه صدامو شنیدی
§سلام من مین گی ام رییس شرکت مین گی
×اوه قربان ببخشید بی احترامی کردم
§تو خیلی بامزه ای حتما خواهرم ترسوندت چرا دستت کبوده؟؟
×اوه این چیز مهمی نیست
§خیلی هم مهمه دستشو کشیدم و سمت دفتر یانگ هی بردمش
×خانوادگی فقط بلندن دست آدمو بگیرن مریضن واقعا
§یانگ هی چیکار با این بچه کردی؟؟؟
™این بچه از تو بزرگتره همسن منم بهش میگیم بچه
§خب تو هم بچه ای
™چی گفتی؟؟؟؟
§غلط خوردم، چرا دستشو کبود کردی
™فوضولیش به تو نیومده برو شرکتت تا بابا جرت نداده
§یکبار نشد باهام مثل ادم رفتار کنی
™مگه آدمی بعدشم بیخود می‌کنی تو کار من فوضولی می‌کنی از الانم بگم این دختر مال منه حق نداری بهش نزدیک بشی
§ای بلا بگو دیگه چرا همش میپیچونی
™نزنم تو دهنت
§درست صحبت کن
™جفتتون برین بیرون
×هعی گیر دوتا خواهر برادر اسکل افتادم، با حرفی که رییس زد سریع از دفتر زدم بیرون
دیدگاه ها (۰)

《اسیر یک قرارداد》پارت ⁵ویو سومیاودر با صدای بلندی باز شد.همی...

《اسیر یک قرارداد》پارت ³یانگ جون: من دوست دارم مامان سومیاو ص...

مرتیکه ح********بچه‌ها اونایی که نمی‌دونید داستان در مورد چی...

《اسیر یک قرارداد》پارت ⁷ویو سومیاوهمین که اسم «جینو» به گوشم ...

رمان عشق ممنوع

‏🦊[۱۶:۱۸ ~ ۱۶:۲۱ به وقت کره]بنگ-های ㅎㅎㅎچیکار می‌کنی؟؟صبح تمر...

پارت ۲۱ 🖤جیمین کنار پنجره ایستاد و چند لحظه به بیرون خیره شد...

پارت آخر

**پارت سیزدهم: زمزمه‌هایِ عمارت**لیها با قدم‌هایِ تند از دفت...

☆چندپارتی☆☆پارت: ۰۵☆☆وقتی دخترتون.....☆سوار ماشین شدید و راه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط