شب تولدم
شب تولدم
پارت24
جونگ کوک: باشه باشه (خنده)
ویو کوک:
رفتم سمت کمد ات لباسا رو نگاه میکردم یه لباس خوشگل پیدا کردم رنگش سبز بود خیلی قشنگ بود برداشتمش
جونگ کوک: ات اینو بپوش الان مهمونا میان
ات: باشه
جونگ کوک اماده شدی بیا پایین
ات: اوک
جونگ کوک: بم بریم پایین پسر حسابی دلت برای ات تنگ شده بود اره(در اتاقو میبنده)
ویو ات:
لباسی که کوک انتخاب کرد رو پوشیدم یکم ارایش کردم و خودمو تو ایینه نگاه کردم این لباس همون لباسی که روز تولدم تنم بود و بعدش لباس عروسم رو تنم کردم جونگ کوک همیشه میگفت این لباس خیلی خیلی بهت میاد راستم میگفت خیلی قشنگه
5 مین بعد
جونگ کوک: خداااا چقدر جذاب شدی پرنسس
ات: ممنونم کوکی
جونگ کوک: میخوای یه سر به اشپز خونه بزن و ببین خوبه غذا ها
ات: من قبولت دارم نیاز نیست
جونگ کوک: مرسی قشنگم
سونگ هو: اجی این اگاهه شولته
ات: بچه تو چقدر فضولی (خنده)
جونگ کوک سونگ هو رو بغل کرد و رو پاش گذاشت تو چی دوست داری من شوهر خواهرت بشم؟
سونگ هو: اله
جونگ کوک: باشه من حرفی ندارم ولی خواهرت خیلی لجبازه گوش نمیکنه به حرفام
ات: هی کجا من لجبازم
جونگ کوک:(خنده) خیلی وقتا هستی
سونگ هو: اجی شولته باید بوسش تنی
ات: چه حرفا بچه داری پر رو میشیا
تهیون: اگه اذیت میشین ببرمش بالا تو اتاق
جونگ کوک: خب داره راست میگه بچه باید بوسم کنی
ات: جونگ کوک از زمان سو استفاده نکن (خنده)
جونگ کوک: سونگ هو ببین اجازه نمیده بوسش کنم میبینی
سونگ هو: اجی کوک بوش تن
ات: بچههه چه چیزا یاد گرفته این تهیون
تهیون: بخدا من یادش ندادم از گوشی یاد گرفته(خنده)
جونگ کوک: تهیون تو یچی بگو مگه نباید شوهراشونو بوس کنن (خنده)
ات: باز بخندین بهم جیمیننننننن
جیمین بلهههه الان میام (تو اتاقشه)
ات: نخند کوک
جونگ کوک: یه بوسه دیگه بیا بوسم کن
سونگ هو: اجی بوسش کن (اتو هل میده سمت کوک)
تهیون: بوسش کن (خنده)
جیمین: بله ات
ات: نگاه کن میگه بوسم کن جلو داداشام اخههه
جیمین: یه بوسه دیگه
ات: جیمین
جیمین: اصلا به من چه ولی بوسش کن
سونگ هو: بوس تننن (ات و هل میده سمت کوک)
ویو کوک:
رو کاناپه نشسته بودیم هی به ات میگفتن بوسم کنه سونگ هو اتو هل داد سمتم و گفت بوسم کنه که دستشو گرفتمو نشوندمش رو پام که با چشماش و اروم لب زد
ات: جلو داداشام و جیمین خجالت میکشم
جونگ کوک: داداشتن خجالت نداره جیمینم که دیده تا الان
لبامو گذاشتم رو لباش و بوسش کردم اونم بوسم کرد
جونگ کوک: این کاری داشت
ات: باشه بوست کردم دیگه (خجالت)
سونگ هو: هولااااا
ات: خیلی شیطونیا بچه
زنگ در رو زدن بم پارس میکرد بمو اروم کردم که خدمتکار در رو باز کرد
پارت24
جونگ کوک: باشه باشه (خنده)
ویو کوک:
رفتم سمت کمد ات لباسا رو نگاه میکردم یه لباس خوشگل پیدا کردم رنگش سبز بود خیلی قشنگ بود برداشتمش
جونگ کوک: ات اینو بپوش الان مهمونا میان
ات: باشه
جونگ کوک اماده شدی بیا پایین
ات: اوک
جونگ کوک: بم بریم پایین پسر حسابی دلت برای ات تنگ شده بود اره(در اتاقو میبنده)
ویو ات:
لباسی که کوک انتخاب کرد رو پوشیدم یکم ارایش کردم و خودمو تو ایینه نگاه کردم این لباس همون لباسی که روز تولدم تنم بود و بعدش لباس عروسم رو تنم کردم جونگ کوک همیشه میگفت این لباس خیلی خیلی بهت میاد راستم میگفت خیلی قشنگه
5 مین بعد
جونگ کوک: خداااا چقدر جذاب شدی پرنسس
ات: ممنونم کوکی
جونگ کوک: میخوای یه سر به اشپز خونه بزن و ببین خوبه غذا ها
ات: من قبولت دارم نیاز نیست
جونگ کوک: مرسی قشنگم
سونگ هو: اجی این اگاهه شولته
ات: بچه تو چقدر فضولی (خنده)
جونگ کوک سونگ هو رو بغل کرد و رو پاش گذاشت تو چی دوست داری من شوهر خواهرت بشم؟
سونگ هو: اله
جونگ کوک: باشه من حرفی ندارم ولی خواهرت خیلی لجبازه گوش نمیکنه به حرفام
ات: هی کجا من لجبازم
جونگ کوک:(خنده) خیلی وقتا هستی
سونگ هو: اجی شولته باید بوسش تنی
ات: چه حرفا بچه داری پر رو میشیا
تهیون: اگه اذیت میشین ببرمش بالا تو اتاق
جونگ کوک: خب داره راست میگه بچه باید بوسم کنی
ات: جونگ کوک از زمان سو استفاده نکن (خنده)
جونگ کوک: سونگ هو ببین اجازه نمیده بوسش کنم میبینی
سونگ هو: اجی کوک بوش تن
ات: بچههه چه چیزا یاد گرفته این تهیون
تهیون: بخدا من یادش ندادم از گوشی یاد گرفته(خنده)
جونگ کوک: تهیون تو یچی بگو مگه نباید شوهراشونو بوس کنن (خنده)
ات: باز بخندین بهم جیمیننننننن
جیمین بلهههه الان میام (تو اتاقشه)
ات: نخند کوک
جونگ کوک: یه بوسه دیگه بیا بوسم کن
سونگ هو: اجی بوسش کن (اتو هل میده سمت کوک)
تهیون: بوسش کن (خنده)
جیمین: بله ات
ات: نگاه کن میگه بوسم کن جلو داداشام اخههه
جیمین: یه بوسه دیگه
ات: جیمین
جیمین: اصلا به من چه ولی بوسش کن
سونگ هو: بوس تننن (ات و هل میده سمت کوک)
ویو کوک:
رو کاناپه نشسته بودیم هی به ات میگفتن بوسم کنه سونگ هو اتو هل داد سمتم و گفت بوسم کنه که دستشو گرفتمو نشوندمش رو پام که با چشماش و اروم لب زد
ات: جلو داداشام و جیمین خجالت میکشم
جونگ کوک: داداشتن خجالت نداره جیمینم که دیده تا الان
لبامو گذاشتم رو لباش و بوسش کردم اونم بوسم کرد
جونگ کوک: این کاری داشت
ات: باشه بوست کردم دیگه (خجالت)
سونگ هو: هولااااا
ات: خیلی شیطونیا بچه
زنگ در رو زدن بم پارس میکرد بمو اروم کردم که خدمتکار در رو باز کرد
- ۳۴۱
- ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط