دانشجویی میگفت :یک روز استاد دانشگاه به هر کدام از دانشجو

دانشجویی میگفت :یک روز استاد دانشگاه به هر کدام از دانشجویان کلاس یک بادکنک باد شده و یک سوزن داد و گفت یک دقیقه فرصت دارید بادکنکهای یکدیگر را بترکانید هرکس بعد از یکدقیقه بادکنکش را سالم تحویل داد برنده است. مسابقه شر وع و بعداز یکدقیقه من و چهار نفر دیگه با بادکنک سالم برنده شدیم.سپس استاد رو به دانشجویان کرد و گفت :من همین مسابقه را در کلاس دیگری برپا کردم و همه کلاس برنده شدند زیرا هیچکس بادکنک دیگری را نترکاند چراکه قرار بود بعداز یک دقیقه هرکس بادکنکش سالم ماند برنده باشد که اینچنین هم شد.!ما انسانها دراین جامعه رقیب یکدیگر نیستیم و قرار نیست ما برنده باشیم و دیگران بازنده.
قرار نیست خوشبختی خود را با تخریب دیگران تضمین کنیم.
میتوانیم باهم بخوریم.باهم رانندگی کنیم. باهم شاد باشیم. باهم…باهم…
پس چرا بادکنک دیگری را بترکانیم؟
دیدگاه ها (۲۹)

ﺧﺪﺍﯾـــــااااااااااااااا ﺗـﻮ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿـﺎﯼ ﮐﺜﯿـــــﻒ......ﺍﯾﻦ ﻗ...

ملت شبا دست می کشن به موهای عشقشون و خوابشون می برهمنم با چر...

دیروز بچه های همسایه داشتن خاله بازی میگردنرفتم ببینم بازیشو...

تو این سریال کیمیا یارو پیرمرده(بابای پیمان)از سال ۵۴ تا ۶۱ ...

🎈بادکنکیک روز استاد دانشگاه به هر کدام از دانشجویان کلاس یک ...

« عروسک من » Part 10 (پرش زمانی به یک ماه بعد ) ویوی نهال : ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط