شیطان

شیطان

شیطانی به شیطان دیگر گفت:
به آن مرد مقدس متواضع نگاه کن که در جاده راه می رود,
در این فکرم که به سراغش بروم و روحش را در اختیار بگیرم.
رفیقش گفت: به حرفت گوش نمی دهد او تنها به چیزهای مقدس می اندیشد.
اما شیطان,به همان روش مشتاق و متعصب همیشگی اش ,
خود را به شکل ملک مقرب، جبریل در آورد و در برابر مرد ظاهر شد و به او گفت:
آمده ام به تو کمک کنم .
مرد مقدس گفت: 
باید من را با شخص دیگری اشتباه گرفته باشی زیرا من در زندگی ام 
کاری نکرده ام که سزاوار توجه یک فرشته باشم 
و مرد مقدس به راه خود ادامه داد,
بدون اینکه هرگز بداند از چه چیزی گریخته است.
دیدگاه ها (۲)

شیطانی به شیطان دیگر گفت: آن مرد مقدس متواضع رانگاه کن که در...

مرد مقدس شیطانی به شیطان دیگر گفت: آن مرد مقدس متواضع رانگا...

چرا عرفان های کاذب دارد جای عرفان های حقیقی را می گیرد حتما ...

برخی سوال نمی پرسند که آگاه شوند... بلکه میخواهند راه فراری ...

دانلود کتاب سفر حیرت انگیز به کيهان - اثر آیزاک آسیموف

تکست

دانلود مجله فیلم و هنر - شماره 435 - شماره مخصوص

دانلود کتاب سلطان عشق و حماسه - جلد اول - فواد فاروقی

«جوز - گردکان» به معنای #گردو هستند. شاه انوشیروان به موسم د...

تو همانی که...........!!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط