اگه حوصلشو داشتین بخونین

اگه حوصلشو داشتین بخونین

بعضیا خیلی نامردن....اومد توی زندگیم،دوسش داشتم،رفت،گفتم اشکال نداره،حتما قسمت هم نبودیم،برگشت،بخشیدم،دوباره،سه باره،ده باره رفت،برگشت،مگه میشد نبخشم؟؟دیوونش شده بودم دیگه دلم قسمت و منطق قبول نمیکرد،قول داده بود همیشه کنارم باشه،کلی قول داد و قسم خورد ولی روی همش پا گذاشت آخرین باری که رفت،حرفاش نیش داربود...غرورم و خرد کرد
چیزایی گفت که قلبمو بدجور آتیش زد...ولی اینقدر دوسش داشتم،که نتونستم جلوی رفتنشو بگیرم
میگفتم اگه با من خوشحال نیست خب بره با اونکه خوشبختش میکنه...دیشب دلم بدجور تنگ شده بودبراش
رفتم توی اینستا و عکسای جدیدشو دیدم یه آدم غریبه کنارش وایساده بود کامنتهارو خوندم قفسه ی سینم یهو سوخت...
چقدر دوسش داره...چقدر اون آدم خوشبخته که توی بغل تو آروم میگیره...یه زمانی آغوش تو امن ترین مکان دنیا واسه من بود.حالا دیگه دستات مال کسی دیگه شده..حالا شب و روزت با اون میگذره و باهاش خوشحالی....
چقدر خوب که خوشحالی...❤
من به حرمت عشقی که به اون ادم داری کلا از زندگیت رفتم بیرون تو، خوش باش...همین واسه من بسه...فقط یادت نره!تو بهم قول دادی،هرجای دنیا که بودی،حتی بدون من خوشبخت شی!قرارمون یادته؟؟
دیدگاه ها (۳)

وقتی که اشتباه میکنم دوستم داشته باشوقتی که میترسم بغلم کن،و...

چند پارتی نامجون {درخواستی}دیگه واقعا خسته شده بودم.....این ...

پاشو دیگه چقدر میخوابی ، چشمامو باز کردم نشسته بود لب تخت ، ...

شاید از تولد گذشته باشه شاید فک کنید که این پست دیگه واسه چه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط