p14
هان:دکتر... اومدیم چیشده*نگران
دکتر:متاسفانه فعلا هیچ تغییری تو هوشیاریش ایجاد نشده
جونگین:این... ینی... چی هق منظورتون هق چیه...*گریه
لینو:یعنی دیگه... امیدی نیست؟*بغض
دکتر:نه نه اصلا منظورم این نبود نباید امیدمونو از دست بدیم
چان:ما... هق کاری هق نمیتونیم بکنی... بکنیم؟ هق*گریه شدید
دکتر:اون الان توی کما هست و کل خاطراتش داره واسش تکرار میشه تصمیم با خودشه که بلند شه یا نه اما یکاری هست که میتونین بکنین.
فلیکس:چ چ چ چی کاررر*میلرزید
سونگمین:*بغلش کرد*آروم فلیکس*ناراحت
دکتر: اون صداهارو میشنوه پس میتونین باهاش حرف بزنین کاملا میفهمه
چانگبین:یعنی... ممکنه جواب بده؟
دکتر:بله بله خیلی جواب میده
هان:پس بریم ممنون دکتر
دکتر:خواهش میکنم*لبخند
همه:*دوییدن پیش ا.ت*.
.............
هیونجین:*گریه* هق اگه چیزیش شده باشه چی هق چرا هق چرا نمیان بهم بگنننن *ناراحت
............
چانگبین:ا.ت جونممم توروخدا پاشو ما دوست داریم
لینو:بخاطر ما پاشو توروخدااا
فلیکس:پاشو بریم بستنی بخوریم و خوش بگذرونیم
هان:ا.تتتتت پاشو
پرستار:اینجا چخبرههههه حالش بدتر میشهههه آروم یدونه یدونه
همه:ببخشید
............
ویو نیم ساعت بعد:
هیونجین:اهههه چرا نمیان هق نکنه هق چیزی شده هق خبر ندارم باید برم(سرمو از دستش کشید بیرون و این باعث شد خون از دستش سرازیر شه دویید سمت اتاق ا.ت و دید همه اونجا)
فلیکس:ا.ت لطفا
جونگین:عه هیونجین اوم... هیونجیننننن داره ازت خون میرهههه*داد
هیونجین:هق چیشده هق چرا هق بهم هق نگفتین بیام هق نامردا هق
هان:هیونجین آروم باش دکتر گف اگه باهاش حرف بزنیم ممکنه برگرده برو دستت اوضاش خرابه
هیونجین:*اهمیتی نداد اومد پیشت با دستای خونی بغلت کرد و داشت تو بغلت داشت گریه میکرد*ا.ت... هق تورو هق خدا برگرد هق قول میدم هق نزارم کسی هق هق بهت آسیب بزنه هق لطفا هق
ادامه داره...
دکتر:متاسفانه فعلا هیچ تغییری تو هوشیاریش ایجاد نشده
جونگین:این... ینی... چی هق منظورتون هق چیه...*گریه
لینو:یعنی دیگه... امیدی نیست؟*بغض
دکتر:نه نه اصلا منظورم این نبود نباید امیدمونو از دست بدیم
چان:ما... هق کاری هق نمیتونیم بکنی... بکنیم؟ هق*گریه شدید
دکتر:اون الان توی کما هست و کل خاطراتش داره واسش تکرار میشه تصمیم با خودشه که بلند شه یا نه اما یکاری هست که میتونین بکنین.
فلیکس:چ چ چ چی کاررر*میلرزید
سونگمین:*بغلش کرد*آروم فلیکس*ناراحت
دکتر: اون صداهارو میشنوه پس میتونین باهاش حرف بزنین کاملا میفهمه
چانگبین:یعنی... ممکنه جواب بده؟
دکتر:بله بله خیلی جواب میده
هان:پس بریم ممنون دکتر
دکتر:خواهش میکنم*لبخند
همه:*دوییدن پیش ا.ت*.
.............
هیونجین:*گریه* هق اگه چیزیش شده باشه چی هق چرا هق چرا نمیان بهم بگنننن *ناراحت
............
چانگبین:ا.ت جونممم توروخدا پاشو ما دوست داریم
لینو:بخاطر ما پاشو توروخدااا
فلیکس:پاشو بریم بستنی بخوریم و خوش بگذرونیم
هان:ا.تتتتت پاشو
پرستار:اینجا چخبرههههه حالش بدتر میشهههه آروم یدونه یدونه
همه:ببخشید
............
ویو نیم ساعت بعد:
هیونجین:اهههه چرا نمیان هق نکنه هق چیزی شده هق خبر ندارم باید برم(سرمو از دستش کشید بیرون و این باعث شد خون از دستش سرازیر شه دویید سمت اتاق ا.ت و دید همه اونجا)
فلیکس:ا.ت لطفا
جونگین:عه هیونجین اوم... هیونجیننننن داره ازت خون میرهههه*داد
هیونجین:هق چیشده هق چرا هق بهم هق نگفتین بیام هق نامردا هق
هان:هیونجین آروم باش دکتر گف اگه باهاش حرف بزنیم ممکنه برگرده برو دستت اوضاش خرابه
هیونجین:*اهمیتی نداد اومد پیشت با دستای خونی بغلت کرد و داشت تو بغلت داشت گریه میکرد*ا.ت... هق تورو هق خدا برگرد هق قول میدم هق نزارم کسی هق هق بهت آسیب بزنه هق لطفا هق
ادامه داره...
- ۵۲۹
- ۰۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط