تقدیم به امام مظلومم خامنه ای کبیر:

تقدیم به امام مظلومم خامنه ای کبیر:

هیچ پرسیده ای
دلی که چون خورشید، عطر امید می پراکند
اندوه بی پایان خویش را با گلوی چاک چاک کدام چاه، شبانه نجوا می کند

اشکهای لامجال دلتنگی اش را پشت کدام چشمه ی لبخند نهان می دارد

هیچ دانسته ای آن حنجره ای که آهنگ زلال محبت می نوازد
شاید نی باریکی باشد در محاصره ی موریانه های بغض؟

ببین!

این چشمها که در امواج روشن اندوه شناورند
را کدام نگاه خیس، پنجره میتواند شد
این سینه ی از آتش، آکنده را
این اقیانوس آرام خسته را
کدام جهان در میان تواند گرفت...
دیدگاه ها (۲)

مهدی رضازاده

<><><><><><><><><><>﷼ نامه ای به جهان !!گفته بودی که بیایی ت...

نمی‌دانم چه می‌خواهم بگویمزبانم در دهان باز بسته ستدر تنگ قف...

شروین سبطی

#سقای_آب_و_ادب#قسمت_دوم✍ عباس ام البنین:🌱سوار، در مشک را می ...

#سقای_آب_و_ادب#قسمت_دوم✍ عباس ام البنین:🌱سوار، در مشک را می ...

مهدی جان...امشب کدام گوشه ی زمین، تاب اندوه آسمانی تو را دار...

روژ حلبچه‌ای

#آفتاب_در_حجاب#قسمت_دوازدهم💠 هر چند که پر و بال خونین ذوالجن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط