درزندگی ازچیزهای زیادی میترسیدم ونگران بودم,تااینکه آنهار

درزندگی ازچیزهای زیادی میترسیدم ونگران بودم,تااینکه آنهاراتجربه کردم وحالا ترسی ازآنهاندارم.
از"تنهایی" میترسیدم,یادگرفتم"خودرادوست بدارم"
از"شکست"میترسیدم,یادگرفتم "تلاش نکردن یعنی شکست"
از"نفرت"میترسیدم,یادگرفتم "به هرحال هرکسی نظری دارد"
از"درد"میترسیدم یادگرفتم "دردکشیدن برای رشدروح لازم است"
از"سرنوشت" میترسیدم,یادگرفتم "من توان. تغییر آنرادارم"
از"گذشته" میترسیدم,فهمیدم "گذشته توان آسیب رساندن بمن راندارد"
وبالأخره از"تغییر"میترسیدم,تااینکه یادگرفتم,حتی زیباترین پروانه هاهم قبل ازپرواز کرم بودند,و"تغییرآنهارازیباکرد"
دیدگاه ها (۱۰)

خدایا...دستانم را زده ام زیرچانه ام،مات ومبهوت نگاهت میکنم.....

بعضی ها را هرچه قدر بـخوانی... خسته نمیشوی!بعضی ها را هرچه ق...

چشمت روشن مادر، دیدارمادروفرزندپس از32سال، شهیدامرالله معروف...

.

در زندگی از چیزهای زیادی میترسیدمونگران بودم، تا اینکه آنها ...

در زندگی از چیزهای زیادی میترسیدم ونگران بودم, تا اینکه آنها...

در زندگی از چیزهای زیادی میترسیدم ونگران بودم, تا اینکه آنها...

✍ در زندگی از چیزهای زیادی میترسیدم ونگران بودم, تا اینکه آ...

در زندگی از چیزهای زیادی میترسیدمونگران بودم، تا اینکه آنها ...

در زندگی از چیزهای زیادی میترسیدم ونگران بودم تا اینکه آنها ...

در زندگی از چیزهای زیادی میترسیدمونگران بودم، تا اینکه آنها ...

💯 در زندگی از چیزهای زیادی میترسیدم ونگران بودم, تا اینکه آن...

در زندگی از چیزهای زیادی میترسیدم ونگران بودم , ' تا اینکه آ...

در زندگی از چیزهای زیادی میترسیدم ونگران بودم, تا اینکه آنها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط