درزندگی ازچیزهای زیادی میترسیدم ونگران بودم,تااینکه آنهار
درزندگی ازچیزهای زیادی میترسیدم ونگران بودم,تااینکه آنهاراتجربه کردم وحالا ترسی ازآنهاندارم.
از"تنهایی" میترسیدم,یادگرفتم"خودرادوست بدارم"
از"شکست"میترسیدم,یادگرفتم "تلاش نکردن یعنی شکست"
از"نفرت"میترسیدم,یادگرفتم "به هرحال هرکسی نظری دارد"
از"درد"میترسیدم یادگرفتم "دردکشیدن برای رشدروح لازم است"
از"سرنوشت" میترسیدم,یادگرفتم "من توان. تغییر آنرادارم"
از"گذشته" میترسیدم,فهمیدم "گذشته توان آسیب رساندن بمن راندارد"
وبالأخره از"تغییر"میترسیدم,تااینکه یادگرفتم,حتی زیباترین پروانه هاهم قبل ازپرواز کرم بودند,و"تغییرآنهارازیباکرد"
از"تنهایی" میترسیدم,یادگرفتم"خودرادوست بدارم"
از"شکست"میترسیدم,یادگرفتم "تلاش نکردن یعنی شکست"
از"نفرت"میترسیدم,یادگرفتم "به هرحال هرکسی نظری دارد"
از"درد"میترسیدم یادگرفتم "دردکشیدن برای رشدروح لازم است"
از"سرنوشت" میترسیدم,یادگرفتم "من توان. تغییر آنرادارم"
از"گذشته" میترسیدم,فهمیدم "گذشته توان آسیب رساندن بمن راندارد"
وبالأخره از"تغییر"میترسیدم,تااینکه یادگرفتم,حتی زیباترین پروانه هاهم قبل ازپرواز کرم بودند,و"تغییرآنهارازیباکرد"
- ۱.۵k
- ۱۶ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط