گفته بودی ازمحبت خارها گل میشود

گفته بودی ازمحبت خارها گل میشود

ای بسوزد ریشه ضرب المثل های دروغ

می شود از عشق تو دیوانه شد دیوان نوشت

صد غزل از آن نگاه و دیده و مژگان نوشت

هرچه زیباروی اگر در محفلی گردند جمع

می شود اسم تو را در صدر این خوبان نوشت

نازنینا! چشم ما مهمان بکن بر یک نظر

ورنه باید این دل آباد را ویران نوشت

آب اگر ریزی به مژگان و چکد بر صورتت

می توان زیبایی این صحنه را باران نوشت

کاش می شد چند واحد درس عشق

تا به دانشگاه چشمان شما مهمان نوشت

نازنین زیبای من قدری به من نزدیک شو

دل که بردی! می توان جان را به تو قربان نوشت

یک نگاه مست و یک لبخند شیرین تو را

می توان در جنگ با هر درد، پشتیبان نوشت

عشق تو همچون گل سرخ بهار است ای عزیز

می توان آیا به این گل، قلب ما گلدان نوشت؟
دیدگاه ها (۱)

ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺳﮑﻪ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﻡﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻧﻢﺑﻪ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺧﻮﺏﺑ...

ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺑﺴﻮﺯﯾﻢ ﻣﺎ ﮐﻪ ﺩﺍﺩﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻧﺮﺳﯿﺪ ﺷﺎﯾﺪ " ﺩﻭﺩﻣﺎﻥ " ﺑﺮﺱ...

دوباره امشب آمدی که بغض بالشم شویکه شعله ور کنی مرا لهیب سرک...

ﺑﺮﺍﯼ ﭼﺸﻤﺎﻧﯽﮐﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺨﻨﺪﯾﺪﺑﻮﺳﻪ ﻫﺎﯾﯽﮐﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﺮ ﻟﺐ ﻧﻨﺸﺴﺖﺑﺮﺍﯼ ﺩﺳ...

می‌دونی… یه وقتایی با خودم می‌گم تو بردی دختر! آره، شاید تو ...

عاشقانه های شبنم

تقدیم باعشق خدمتِ باسعادتِ زندگیم:🫀🫂ای چشمهات وسعت پرواز زند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط