گفت:

گفت:
چرا موهاتو کوتاه کردی؟
خندیدم گفتم:
بهم میاد؟
بغض کرده گفت:
آره...خوشگل شدی...
من ولی
خندیدم...
راحت شدم از شر خاطراتش.....
دیدگاه ها (۱۵)

زمانی تلفن کم بوداما آدمهای زیادی بودندکه بهشان زنگ بزنیم وی...

دوشنبه ۱۷ آبان ۹۵🎈 اینکه گذشته اونجوری که میخواستی نشده، دلی...

حوصله ات که سر می رود فصل ها را جا به جا می کنی امروز ...آب ...

تا به حال کسی جلوی پایتان ترقه انداخته نیم متر بپرید هوا؟کسی...

‏بهم گفت: تاحالا دلتنگ شدی؟گفتم آره... چند وقتیه عجیب دلتنگ ...

* پارت ۸ *: آدرین از اینکه بهم گفت بابایی خیلی خوشحال شدم حس...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۵۳راهش نیست.. لبخند زدم و گفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط