روزی مـیرسه که... تــو خـونمون اون خـسته کوفته از سرکار م

روزی مـیرسه که... تــو خـونمون اون خـسته کوفته از سرکار میــاد

بهش میگم
خسته نباشی واونم بوسم میکنه و میره دوش بگیره

تــآ میره حمـوم داد بزنم آقـــاییییییی؟
از پشـــت در بـــگه جـــون دلـــــم خــانومم

بهش بگم
بدوو بدوو درو بآز کــــن
ســـریع درو بـــاز کنـــه بگـــه
چـــی شــده بچـــه

منـــم با ذووق بهـــش بگم
میذآری خط تـه ریشتـو مــن برآت بزنــــــم؟
آقامـــونم لباسشـــو دربـــیاره بگـــه

لـــازم نکـــرده
تو برو غذاتو بسوزون کوچولو ..
با غرغر از حمـوم بیــــآم بیــــــرون
اونـــم سریــــع از پشتـ بغلمـ کنـه بگـه چـه نـآز نـآزی تشریـــف دارن بعضیـــا

منمـ بـآ ذوق برم سمتش تآ خط ریششـو بزنم ..
اونم بگه
من که یـه خـآنـوم دوست داشتنی بیشتـر نــــدارم
دیدگاه ها ()

روزی میادکه اقاییم درازبکشه روزمین منم شکمم رو بچسبونم به پا...

"عاشقانه ای کوتاه"خانومی میری بیرون،مواظب خودت باش..._چشم آق...

دختر باس با نمک و خنگ باشه .. وقتی اقاش بهش میگه : بشین این...

یه روز خوب کنارهم من توی بغل تو دستتو بزاری دور گردنم تکیه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط