کاش هرگز دل تان مثل دلم خون نشود

کاش هرگز دل تان مثل دلم خون نشود
کاش لیلای دیگر عاشق مجنون نشود

آخر عشق به جز حسرت و ویرانیست
کاش در سینه من عشق تو قانون نشود

شده یک شب باز تو هم از نظرت بر گردی
رای و تصمیم تو هرگز که دگرگون نشود

من نبوسیده تو را تا به ابد می خواهم
از سرم حسرت لب های تو بیرون نشود

گرچه از چشم تو جز غصه نشد سهم دلم
باز ای کاش که چشمان تو مجزون نشود

دل من نزد دو ابروی سیاهت گرو است
این دوتا چشم سیاهم به تو مدیون نشود

مثل آن ماهی مرده که روی آب است
بعد مرگم جسد از داغ تو مدفون نشود
دیدگاه ها (۱)

آرزویی که بنا نیست محقّق بشودمیتواند که همان حسرتِ مطلق بشود...

فراتر از خویش

فردا فردا کردن

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

کاش هرگز دلتان مثل دلم خون نشودکاش لیلای دگر عاشق مجنون نشود...

کاش هرگز دلتان مثل دلم خون نشود کاش لیلای دگر عاشق مجنون نشو...

کاش هرگز دلتان مثل دلم خون نشود کاش لیلای دگر عاشق مجنون نشو...

کاش هرگز دلتان مثل دلم خون نشودکاش لیلای دگر عاشق مجنون نشود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط