یک لحظه خواستم

یک لحظه خواستم

چون کودکی که

ناشیانه

دست در آتش فرو بَرَد

خواستم تو را ..

#گروس_عبدالملکیان
دیدگاه ها (۱)

خیالتلیوانِ آبی ست که هر شب بالای سر می گذارمنیمه شب از خواب...

آیینه ها دچار فراموشی اندو نام توورد زبان کوچه ی خاموش امشب...

چهاحوال خوبی‌ستمثل پیراهنتاسیر آغوش تو باشم ..#امیر_وجود

دنیای ساده‌ای داریمگاهی اگر دعوا می‌کنیمسر این استکه من عاشق...

#السلام_علیک_یا_ابا_عبدالله_الحسین_🖤 ان.الحسین.مصباح.الهدی.و...

آسمان امروز رنگِ سوگ گرفته است؛ چرا که قطره‌ای از خونِ تو، ف...

🏪 #وقت_سلام کودکی‌های من و دست نوازش‌های تو...خاطراتش روی هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط