هنرم عشق تو بود و ز نبودت حالا

هنرم عشق تو بود و ز نبودت حالا
مدتی هست که من بی‌خودم و بی‌هنرم

حضرت عشق کجایی که ببینی اکنون
در پی عشق و خودم در وطنم دربدرم

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۱)

چه بلایی ز غم و عشق تو آمد به سرمکاش از مهلکه اش جان به سلام...

بیا عادلانه تقسیم کنیم من می‌میرم تو تب کن!#ارس_آرامی

چه بلایی ز غم و عشق تو آمد به سرمکاش از مهلکه اش جان به سلام...

نتوان طاقت دیدار تو را درد کشیدانتظاری که به پای تو شوَد طی،...

امشب که خیال سخنت ز‌ سر دارماکنون که از فکرت ، تب ز تن دارم ...

آغاز کنم به نامت  ای حضرت دوستهر آنچه شود به نامت آغاز نکوست...

التهاب عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط