فیک bad boy

فیک 《 bad boy 》
p*12*

جونگکوک: اهم میش یک آب بیاری؟؟
ا/ت: هعی، باش بابا..
ا/ت رف لیوانو اورد و خاست بده ب جونگکوک یک دفعههههه.....
بعله دیگ خانم دست و پا چلفتی پرشش زد رو جونگکوک و هرچی آب بودو نبود رو جونگکوک خودش ریخت...
جونگکوک ک مث چیی عصبی شده بود رفت نزدیک صورت ا/ت طوری ک نفساش به نفسای ا/ت بند بود... لبای گرمشو گذاش رو لبای سرد ا/ت(گفته باشم خودش نمدونه داره چیکار میکنه)....
ا/ت که تو شُک بود ولی اونم دست خودش نبود... طوری که هردوشون کار هایی که انجام میدادن دست خودشون نبود هردو هم دیگر را همراهی کردن و یک کیس چند مینی گرفتن بعد از اینکه کیسشان تمام شد هردوی آنها در شک بودند....
ا/ت به خودش اومد و سریع از اتاق خابگاه زد بیرون...
جونگکوک هم خودش رو تو آینه دید جوری که شبیه گل رز شده بوده انقد خجالت کشیده بود
جونگکوک سریع رف به شوگا زنگ زد و گفت که سریع بیاد پیشش...
(موقعی کع شوگا میاد پیشش)
شوگا: به سلام دادا چ خبر ع شما؟!!
جونگکوک: بیا بشین اینجا میخام برات چیزی تعریف کنم...
(ماجرارو تعربف کرد)
جونگکوک: بنظرت اسم این کارا چیه؟؟؟!
شوگا: طوری که من میدونم اسم این کار ها (عشقه)....


خماریییییییی بهبههههه




#سناریو
#فیک
#اسمات
#تک_پارتی
#بی_تی_اس
دیدگاه ها (۰)

فیک 《 bad boy 》P*13*کوک: یا...یااا چرت و پرت نگوووووشوگا :...

فیک《 bad boy 》P*14*(پرش زمانی بعد از کلاس تو حیاط مدرسه)ا...

فیک 《 bad boy 》P*11* ا/ت : چیزه..... که یهو رونا جلوی دهن ا...

فیک 《 bad boy 》P*10*که دیدم جونگکوک داره با شیر موز داره ...

عشق مافیا

عشق مافیا

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط