تو را ای جان جان سنجیده بودم

تو را ای جانِ جان سنجیده بودم
میان    باغِ   گُلها    چیده بودم
خودم  دیدم شکوفا بودی ای گل
به زیر شاخه ات  خوابیده بودم
نشاندی بر سرم تاجِ محبّت
تو  را  بذرِ  وفا   پاشیده  بودم
فشاندم  گیسِ  تو  بر  روی شانه
دو  خرمن  موی  تو تابیده بودم
نهان  گشتی به ناگه مرغ وحشی
به هر ساز  دلت  رقصیده  بودم
شبم پایان   و  دادِ بیوفائی
نگو سیّد  بخوابش دیده بودم
دیدگاه ها (۸)

دیدم گلم بوئید و رفت چشم ترم بوسید و رفترفت از میانه در شبی ...

شب  به  تماشای تو باز آمدمبا  دف و  نقّاره  و ساز آمدمآمده ا...

خودم را بعد تو ، با گریه هایم می سرایم دلم را بعد از این با ...

کوک کرده امچشمانم را به ساعت آمدنت؛نمی آیی،نمی آیی و خواب می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط