یک نفر آمد و سهم دل تنهایم شد

یک نفر آمد و سهم دل تنهایم شد
آمد و علت بیداری شبهایم شد

دل به او بستم و چشم از همه کس پوشیدم
سبب دلخوشی امروز و فردایم شد
f.a
دیدگاه ها (۲)

حکایت بعضیاصبح شنبه ؛))

گاهی به نبودن خودم فکر میکنم....فکر میکنم که مثلا اگر در فلا...

یک چیز غیر قابل انکار در زندگی هر کسی یک شماره ی ذخیره شده د...

یه وکیل باهوش با یه دختر بالرین زیبا ازدواج می کنه، دختره از...

پارت ۴۴شب بعد از مراسم، کنار پنجره ایستاده بودم.جونگکوک پشت ...

ستاره دنباله دار پارت:۲۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط