می ترسم از آدم ها ...

می ترسم از آدم ها ...
آدم هایی که دست می گذارند روی تنهایی ات ...
مجوزِ ورود می گیرند ...
و تنهاترت می کنند ...
آدم هایی که سایه می اندازند روی سرت ...
و بی تفاوت، سایه سنگین می کنند ...
آدم هایی که ساده می گیری بودنشان را ...
و سخت می کنند گذرِ لحظه هایت را ...
آدم هایی که کوهِ معرفت می شوی برایشان ...
و آنها مدام می لرزانندت با آتشفشانِ بی معرفتی هاشان ...
آدم هایی که به هزار و یک خاطره، دلبستۀ شان می شوی…
و انها بی تفاوت میگذرندو میروند ...
دیدگاه ها (۱)

به تاراج برده ای تمام حواسم را...می خندم تویی...می گریم تویی...

ﻣﺪﺕ ﻫﺎﺳﺖ ﺗﻨﻬﺎﯾﻢ ... ﺍﻣﺎ ﺩﻟـــــــــــــــــــــــﺘﻨﮓ هیچ آﻏﻮ...

آنقدر مرا از رفتنت نترسان، قرار نیست همیشه بمانیمروزی همه رف...

اگر طبق برنامه پیش نره، حتی بهتره: خون‌آشام‌های نسل Z بحران ...

***ابریشم نیمه شب***### پارت دوم: سایه‌ی کالوین کلاین**(صحنه...

بسم الله الرحمن الرحیم قسمت اول : دین و حواشی آن از نگاه چوپ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

✦ اولین گناه ✦✧ رمانی از خون، جادو و انتقام ✧❖ شخصیت‌های اصل...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

---❖ خاندان روینتا ❖«خونِ ما از پادشاهی‌ها قدیمی‌تر است. جاد...

می ترسم از آدم ها ... آدم هایی که دست می گذارند روی تنهایی ا...

می ترسم از آدم ها ... آدم هایی که دست می گذارند روی تنهایی ا...

می ترسم از آدم ها ... آدم هایی که دست می گذارند روی تنهایی ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط